تبليغاتX
دخترهای کوچه پشتی

دخترهای کوچه پشتی
تنها ديوانه ها و نابغه ها هستند كه قوانين بشري را نقض مي كنند و اينان نزديكترين كسانند به قلب خدا


عشق چون رود است هرگز نیندیش که با دیدن جویباری کوچک یا با رسیدن به نخستین چشمه‌ی حقیر, عشق را یافته ای

افلاطون می گه: " اگه با دلت چیزی یا کسی رو دوست داری زیاد جدی نگیرش، چون ارزشی نداره، چون کار دل دوست داشتنه، مثل کار چشم که دیدنه، اما اگه یه روز با عقلت کسی رو دوست داشتی، اگه عقلت عاشق شد، بدون که داری چیزی رو تجربه می کنی که اسمش عشق واقعیه

این طرح پارسال ولنتایینه خیلیه هفتخار دادن و نوشتن از عشقشون واقعا ممنون از همه

این رو گذشتم یه تجدید خاطره واستون بشه دوست دارم افتخار بدین امسال باز این دیوار کوچه رو به جمله های عاشقونتون به عشقتون تزیین کنین که باز باهم جشن بگیریم

ممنون میشم افتخار بدین

این شعر و عکس تقدیم به چند نفری که دوسشون دارم میدونم می خونن و می فهمن کی هستن

قسم به عشقمون قسم

همش برات دلواپسم

قرار نبود اینجوری شه

یهو بشی همه کسم

راستی چی شد

چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم

شاید می گم

تقصیر توست تا کم شه از جرم خودم

به ملاقات آمدم

ببین که دلسپرده داری

چه گونه عمری از احساس عشق شدی فراری

نگاهم کن دلم را

عاشقانه گریه کردم

تو دریا باش و من جویبار عشق ودر تو جاری

من ازپروانه بودن ها

من از دیوانه بودن ها

من از بازی یک شعله سوزنده که آتش زده بر دامانه  پروانه نمی ترسم

من از هیچ بودن ها

از عشق نداشتن ها

از بی کسی و خلوت انسانها می ترسم

راستی چی شد چه جوری شد اینجوری عاشقت شدم

شاید بگم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

من از عمر رفاقتها

من از لطف صداقتها

من از بازی نور در سینه بی قلب ظلمتها نمی ترسم

من از حرف جداییها

مرگ آشناییها

من از میلاد تلخ بی وفا ییها می ترسم

راستی چی شد چه جوری شد

 اینجوری عاشقت شدم

شاید بگم تقصیر توست

تا کم شه از جرم خودم

                                     معین از آلبوم طلوع

 

 

تقدیم به تو که میدونم میدونی چقدر دوست دارم

ماچ

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387 10:24 قبل از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


 

اين داستان رو شايد خيلي هاتون شنيده باشين ميدونم که خيلي تکراري اما اگه کل متن وبلگ رو بخوني بيشتر متوجه منظورمون ميشي ما قصدمون از گذاشتن اين مطلب انجام يه کار تکراري و ايجاد يه صفحه عاشقونه کليشه اي نيست ببين ما هزار بار گفتيم نه اين وب عاشقونست نه اينکه ما قصد داريم يه کار رو تين انجام بديم اما قبول کنين که بعضي وقتا گفتن و تکرار يه چيزي خودش يه تلنگريه واسه اينکه از خواب غفلت پا شي شاید اين داستان يه عشق يه بعدي باشه اما با کمي فکر و گرفتن ساختار اصلي راحت تر منظورمونو مي فهمي  ما مي خايم بگيم بابا چرا نميايين به کسي که دوستش دارين بگن آخه چرا ما مرده پرستيم يا داستان نوش دارو بعد مرگ سهرابيم يکم بجنبين{حرکت کنين} ببين اگه عاشق مامان باباتي همين الان بهترين وقت بهشون ثابت کني اگه دوستت يا هم کلاسيتو دوست داري و اون يا يکي از دستت دلخوره همن الان پاشو بش بگو نزار زمان بگذره  شايد ديگه فرصت نباشه بابا پاشو به خدات ثابت کن چقدر ازش ممنوني واسه اين همه چيز که بهت داده
منم به نوبه  خودم تحت تاثير قرار گرفتم و ۲ تا اعتراف ميکنم ببيني چقدر راحته اگه به موقع انجامش بد
1.خداي گلم ممنونم که هميشه با هام بودي و از اين همه چيز که شايد لياقت خيليشو نداشتم ولي تو بهم دادي و اينکه هميشه باهام بودي ممنون
2.و مي خوا م به مهسا بگم که مهسا جوني خيلي دوست دارم  به اندازه تمام زندگيم هر چند کوچيک اما همين رو واسه پيشکش دارم
و ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي، ولي براي من تمام دنيا هستي
چگونه ستايشت کنم در حالي که قلبت
از محبت بي نياز است
چگونه ببوسمت وقتي که عشقت
در وجودم جاري مي شود
بگذار نامت را تکرار کنم
نامت زيباست دلنشين است......
چه داشته اي که اينگونه مرا طلسم کرده اي
من اينگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردي
تو هواي دلم را با طراوت کردي
زماني که با تو هستم
به آسمان به بيکران پرواز مي کنم
پس بدان دوستت دارم
گرچه پايان راه را نمي دانم.....

اينم داستاني که اين همه تاثير ميتونه داشته باشه اگه روش فکر کني قضيه رو مي فهمي راستي آخر اين متن يه کمک  و يه فراخوان داريم دوست داريم شما کمکمون کنين تا ثابت بسه که هنوزم ميشه روقلبامون حساب کرد :

 

با سلام

دوستای گلم ما این سری حرفای دل شما رو رو دیوارمون حک کردیم واسه خودمون که خیلی عالی بود

۱.راستی ممنون از دوستای گل و مهربونی که کامل متن رو خوندن رو حرفامون فکر کردن و حرف دلشونو رو دیوار این کوچه پشتیا نوشتن

۲.ممنون دوستای که فقط خوندن یا نیمه یا تمامی و نتونستن به هر نهوی کمک کنن

۳. و در آخر دوستای که حتی افتخار ندادن این متن رو بخونن اما نظر دادنایشا ا.. جبران کنن

ما اول حرف دل خودمون رو مینویسیم

میون این همه فریب تو این همه حیله دیگه
تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه
تا اطلاع ثانوی نه حرف دارم نه حنجره
عشقمه زندون می کنم پشت هزار تا پنجره

نگاهمو پس می گیرم جلوش یه دیوار می زنم
جمله ی دوست دارم رو کنج دلم دور می زنم
تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه
میون این همه فریب تو این همه حیله دیگه
تا اطلاع ثانوی عشقتو بی خیال می شم
گوشه ای تنهامی شینم همدم ماه و سال می شم

تا اطلاع ثانوی نه من دیگه نه تو دیگه
تا اطلاع ثانوی برو دیگه برو دیگه

دلت رو با من یکی کن چشماتو پاک کن از دروغ
دورنگی هارو خط بزن تو این شبای پر فروغ

جمله به جمله خط به خط
شونه به شونه پا به پام
بذار که باورم بشه همونی هستی که می خوام
تا اطلاع ثانوی عاشقی تعطیله دیگه
میون این همه فریب تو این همه حیله دیگه


                                                      تا اطلاع ثانوی نه من دیگه نه تو دیگه
                                           دروغاتو بلد شدم برو دیگه برو دیگه
                                          تا اطلاع ثانوی نه من دیگه نه تو دیگه
                                           تا اطلاع ثانوی برو دیگه برو دیگه

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

دوستای گلم
http://www.antidokhmal.blogfa.com/احسان :که گفتن کمکشون تو مایه های جمله نیست اما متنمون رو کامل خوندن

 http://bofmens.mihanblog.com/ مصطفی(هیچکس):روز عشاق و همون فلسفه و داستانی که هممون میدونیم خب اون که میدونه من دوستش دارم لازم نیست بگم چون میدونه دوسش دارم و اون هم میدونم منو خیلی دوست داره...خجالت مجالتم به قول شما در کار نیست..چون من عاشق خدام..اما آدم زمینی یا ماورا’ زمینی هنوز پیدا نکردیم

.http://www.jameashk.blogfa.com/ ......:: وحید ::.......وhttp://niloofar380.persianblog.com/ نیلوفر: نیلوفر جونم که دقیق متوجه کمک ما نشدن اگه نه من  میدونم که کمکمون میکرد

  {آدرس وبشو نذاشته }احمد  (دل پری از بزرگ ها داره):هی میگن عشق چیه خجالت بکش,عشق مال تو فیلماست,منظورم بزرگترها و اونایی که ادعا میکنن این موها را تو آسیاب سفید نکردن

 http://nazaninyar.blogfa.com/نازنین یار...:میخام بگم هر چی دلتون میگه همون درسته ...
باور کنید راست میگم ... کمک خوبه ولی هیچی خود دل نمیشه ...اینم هیچ وقت فراموش نکنید تا عاشق نباشید نمی تونید .... بماند

http://www.saheleshg.blogfa.com/ سارو:واسم دعا کنید که تو بد مخمصه ای افتادم فقط دعا کنید واسم . 3 واسه اون مطلبتون هم که خیلی قشنگ بود و درست حال و روز منه که بله من عاشق دختری شدم که خجالت می کشم بهش بگم این آرزو رو دارم که عشقش مال من باشه نیمیدونم که اون هم این احساس رو داره یا نه .... سر دو راهی گیر کردم....

http://www.bia2safa.mihanblog.com/ عیسی  اصلا افتخار نداد بخونه

http://asalinavidi.blogfa.com/عسل: من که پیدا نکردم کجا باید حرفامون و به اون که دوست داریم بزنیم

http://adam-forush.blogfa.com/ پرانتز:هنوز پستتون رو نخوندم ولی تا آخر شب میخونمش ...ولی هنوز با اینکه نخوندمش می گم من هستم ...

http://www.ghaberoya.blogfa.com/ قاب رویا:من میخوام بگم که تا حالا به مادرم نگفتم دوست دارم
اما خدا میدونه که اندازه دنیا که کم نمیدونم بگم اندازه چی بهتر بگم که بی اندازه دوسش دارم

http://www.paeeez.blogfa.com/مریم پاییزی: اولین کسی که کمک کرد=من میخوام بهش بگم " اشکال نداره تو دوستم نداری چون من تو رو اندازه ی دو تامون دوست دارم "

 http://www.ghalbesoorati.persianblog.com/  رویا: هرکمکی باشه حاضرم انجام بدم

http://www.omidtanhatanha.blogfa.com/امید تنها:نگاه شیرین فرهاد را کوه کن کرد
ولی نگاه تو مرا عاشق

 http://www.nshaien.blogfa.com/ SNهر چه ترا به یاد من بیاورد زیباست...

http://www.aminhellboy.blogfa.com/پسر جهنمی(ضد دختر):یه کم نصیحت کردن رو چشم ترتیب اثر میدیم و گفتن:اگه دوستش داری خوب خیلی راحت بگو دیگه چرا عاشقونه کردی قضیه رو ای بابا

http://ecom.parsiblog.com/علی(سرزمین دور):اگرخواهم غم دل با تو گويم جا نمي يابم_
وگر جايي كنم پيدا تو را تنها نمي يابم_
وگر جايي كنم پيدا و تنها تو را يابم_
زشادي دست و پا گم مي كنم خود را نمي يابم_

http://www.maryamjoooon.blogfa.com/مریم و حسین:عزیزدلم خیلی دوستت دارم تورو دوست به خاطر خودت و به خاطر اونچه که از من با رفتار مهربونت میسازی تا اخر عمرم دوستت دارم گلم

http://www.nicepage.blogfa.com/پیمان:هر چند دلتنگ تر از تنگ بلورم با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم اندوه من انبوه تر از دامن الوند بشکفته تر از کوه دماوند غرورم ای عشق, به شوق تو گذر می کنم از خویش تو قاف قرار من و من عین عبورم بگذار به بالای بلند تو ببالم کز تیره نیلوفرم و تشنه نورم...

:http://eror.mihanblog.com/ بماند:گفتم تو هميشه ساده اي گفت بله آهوي كنار جاده اي گفت بله
گفتم تو موافقي زن من باشي؟با سرعت فوق العادهي گفت بله!

http://nonva.blogfa.com/محمد:دل مي رود ز دستم بدو بگيرش آنراگويي كه اين دل من ديوونه شده خيلي

http://www.saeidetanha.blogfa.com/ پسری در نیمه راه زندگی(سعید):دلم هوای کسی رادارد
که سطر شعرمرااز خودم بهتر معنی می کند دلم هوای کسی رادارد که در اینهمه آسمان فرصتهافرصت بال وپرواز وشاعر بودن بی حضور مهربانش بی معنی شده است دلم هوای کسی راداردکه رابطه درخت انجیر ونماز طلب باران را خوب میداند
همزاد نازنین بیا ومعنا بده پرواز پروانه هارا...نجوای عاشقانه قناری ها را و.....اصالت پرواز پرستوها را......بیا ومهربانتراز همیشه کنار من بنشین وشعرهایم را بهتر ازخودم معنی کن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

http://www.sorkhpoostkoochooloo.persianblog.com/سرخ پوست کوچولو:من همه جا زنده ام
ولی فقط کناره تو می تونم زندگی

http://www.my-life-is0.blogfa.com  miniordak/: دوست دارم قشنگ ترین جمله است

http://www.setarekhan0m.blogfa.com/:.:ستاره:.:.فقط میخوام بگم که من عاشق خونوادم ودوست خوبم که توی این مدت کم خیلی دوووووسش دارم N

 http://www.shabhaysomi.blogfa.com/شب سرد (somi):كساني كه حق عاشق شدن و حتي دوست داشتن را از من گرفتند برچسب دروغگو را بهم زدند و هميشه انقدر بهم گفتند كه دروغ مي گيكه ديگه باورم شدولي اين تنها جمله اي كه دوست دارم بهش بگم:تو رو به خاطر خودت دوست داشتم ولي هرگز باورم نكردي و منو هيچوقت نديدي مي خوام بگم اين كسيو كه چند بار شكستيولي هنوز باهاته دلش خيلي گرفته.....

http://www.kafyeshg.blogfa.com/کافه عشق:با تقدیم یه آسمون ستاره که از یه قلب بی قرار می باره فقط می خوام بگم به یادتم من وگرنه پاییز و بهار نداره

http://golhaeomid.blogfa.com/امید:روز عشق روز حذف فاصله هاست... در این روز بیاییم با یکدیگر صادق و یکرنگ باشیم ...همدیگر را به آغوش بکشیم و صدای محبت را به گوش همه برسانیم ....و بگوییم که دوست داشتن گناه نیست ...یک بوسه گرم در این روز می تواند تسلای تن خسته و سرد ماباشد...

http://herkoolenini.mihanblog.com/هرکول کوچول موچولوووووو (ستاره):من ازین حرفای قشنگ بلد نیستم بزنم

 http://www.delkadeh.parsgig.com/ ندا:عادت و عشق و عاطفه؛ هرچي لغت تو عالمه؛ براي حس من و تو؛ كلامي گنگ و مبهمه

 

http://seyle-ashk.persianblog.com/ زری:روزی یه نفرو داشتم که کلمه دوست دارمو هیچ وقت ازش دریغ نمیکردم حالا می خواد بره نمی دونم چجوری بهش بفهمونم دوسش دارم دارم داغون می شم فقط برام دعا کنین واقعا دیگه نمی دونم باید چی کار کنم

http://paramour1967.blogfa.com/ایلیاد:وقت اون رسیده که صادقانه و بی واهمه به دوست داشتن اعتراف کنم
هر چی جستجو میکنم میبینم کسی رو پیدا نمیکنم که این جمله زیبا رو تقدیمش کنم
امان از تنهائیشوخی کردم ، من هیچ پروائی در ادای این جمله زیبا ندارم و مدام از اون برای تمام دوستانم استفاده میکنم

http://20ste-mehraboon.blogfa.com/: شیما: اون بالایی میگما میدونم که باور میکنه
چون اون اگه بهم محل نده تموم این دنیا قدره یه ارزن هم واسم ارزش ندارهدرمورد عشق زمینیم:
هر چی بهش میگم حالیش نمیشه فقط از عشقم اینو فهمیده که یا براش چیزی ببرم بخوره یا باهاش بازی کنمراستی اینو بگما عشق من 2 سالشه

http://banoyebarfy.blogfa.com/Meshkiبشنو از سازم ناله دارد از جدايي ها

http://mk21.blogfa.com/عشاق همیشه منتظر:و ناگهان چه زود دیر میشود(از راهنمایت ممنون سعی میکنیم عملیش کنیم)

http://hal-city.blogfa.com/ღ *سحر و مهشید*ღ *خدايا به هر كه دوست ميداري بياموز كه عشق از زندگي كردن بهتر است و به هركه دوستتر ميداري بچشان كه كه دوست داشتن از عشق برتر است

 

http://www.antidokhmal.blogfa.com/ احسان: با کامنت عالی و خنده دارش ممنون

..... من یه نفر هستم که همیشه میام اینجاولی حالا اسممو نمیگم من میخوام به عشقم بگمبا اینکه الان با هم نیستیم میدونم از دستم ناراحتیولی همیشه دوست دارم

http://www.taranome-ashk.blogfa.com/(¯`•._ مـــاهــــان_.•´¯)هــــر گـــــز چــــشــــمــــانــــت را بــــه خــــاطــــر كــــســـي كـــه مــــعـــنـــي نــــگـــاهــت را نــــمــــي فـــهـــمـــد گـــريــــان مـــكـــن!!!!!

http://www.sh-h-84.blogfa.com/حسین دلفان:عشقم چقدر راحت تونستی داغونم کنی و چقدر زیبا سوزوندی وجودمو آتیشم زدی ولی زبونمو بستم رهایت کردم ولی باز سوزاندی همه چیزمو تبریک تبریک میگم نامردیتو تبریک میگم بیوفیتو آرزو میکنم برگردی ولی اثری از من نیابی .........

http://barane-bi-bahane.blogfa.com/محمدرضا و :یه حال اساسی به ما دادن

http://www.banoasal.blogfa.com/عسلی:واسه شهاب جونم...اگر مي توانستم مجازاتت کنم از تو مي خواستم به اندازه اي که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشي
http://www.yerlvlis.blogfa.com/.." صلیب بر دوش خاموش "..حقیر و نا چیزی چون من عاشقت هستم ...

http://adam-forush.blogfa.com/پرانتز:میخوام بگم :" مامانی ، بابایی و دادشیه گلم ...
امیدوارم همیشه شاد و سربلند باشین ...
همیشه دوستون دارم و از خدا میخوام هر چی میخواین بهتون بده ....

ازتون ممنونم که همیشه در کنار من بودین ..."

http://pesarane-entezar.blogfa.com/ ایمان::دوستت دارم ، نه به خاطر شخصیت تو ، بلکه به خاطر شخصیتی که به هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
http://shabgardelooti.blogfa.com/ هادی(شبگرد لوتی):الان کافیه احساستو بگی تا با اونی که هستی دیگه نباشی.
فکر کنم بهترین حالت اینه که اصلا نگی دوستت دارم(به نظر کوچه پشتیا به طزفت بر میگرده که چقدر نامرد باشه یه همچین ادمی نباشه بهتره)

http://msn.img.ir/مسعود جون::::::::::دوست بدار و بگذار دوستت بدارند چون این راز جاودانگیست:::::::::

http://www.paradise-20.blogfa.com/سارا:اگه ديدی يک روز به سيخ کشيدنت، ناراحت نشو... چون خيلی جيگری
 http://www.mardikelabnadasht.persianblog.com/ایلیا ی بدون شاملو: به همتون تبریک گفته

http://oracle01.persianblog.com/سروش: عزیزم ای منزل عزیزم ...دلم برای سیریش شدنت تنگ شده ..می دونم که رفتی دیگه برنگرد بی زحمت !!!
اخه منزل ( دوست بنده ! ) ماجرا باهاش من زیاد داشتم بیای وبلاگمو بخونی منظورمو می فهمی !!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه 23 بهمن1387 9:21 قبل از ظهر توسط فرزانه و مهسا


                            تسلیت به تمام مردم ایران به خصوص اصفهان

                                                               روحش شاد

من واقعا نمیدونم چی بگم  اینجا به تمام کسایی که ارحام صدر رو میشناسن تسلیت میگم و واسه اونهای که نمیشناسنش میگم که بدونن هنر طنز به معنای واقعی یه ستون خودشو از دست داد و سیاه پوش بزرگترین شکر پاره ایران شد{طنز در معنای واقعی در ایران مدیون اوست}هنوز کسی نیومده طنز انتقاذی مثل استاد بزرگ به نمایش بگزاره.

تلوزیون ایران تو این مصیبت خم به ابرو نیاورد واقعا متاسفم که حتی در حدی نیسن که بخوان ذره ای از این هنرمند قدر دانی کنن و کمی از غم این مردم بکاهند.و مردم در مراسم جبران خواهن کرد در خاک سپاری.هیچ گاه فراموشت نمیکنیم روحت شاد که مردم را شاد کردی.جای جز بهشت در انتظارت نیست

من افتخار میکنم که در شهری متولد شدم که ستاره ای چون تو پرورش داد و همیشه شاهد این بودم که بهش افتخار کردی و حتی با سیل پیشنهادها از این شهر دوری نکردی.و این خاک افتخار میکنه که چون توی در قلب خود داره               دوستت داریم همیشه  و دعای خیر ما همیشه با توست.

 خدا تو خنده های که به مردم هدیه دادی را دوست میدارد.تو الهه ی شیرینی بودی

تو رسالتت که شادیه مردم بود به خوبی انجام   دادی و  حال در آ رامش رستگاری.خدایت بیامرزد

خبرگزاري دانشجويان ايران – تهران ايسنا

رضا ارحام صدر عصر امروز 24 آذر ماه در منزل خود در اصفهان در 85 سالگي از دنيا رفت.

به گزارش خبرنگار تئاتر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين بازيگر پيشكسوت تئاتر و سينما ارديبهشت ماه ‌1302 در محله باقلعه‌ي بخش ‌4 اصفهان متولد شد و فعاليت هنري خود را از سال ‌1326 و بازي در تئاتر آغاز كرده و در واقع از پايه‌گذاران تئاتر در اصفهان محسوب مي‌شود.

او همچنين در سال ‌1336 با فيلم «شب نشيني در جهنم» وارد سينما شد و سپس در فيلم‌هايي چون «علي واكسي»، «ستاره‌اي چشمك زد»، «مردان خشن»، «جعفرخان از فرنگ برگشته»، «نصف جهان» و «افسانه شهر لاجوردي» بازي كرد.

از نمايشهاي او نيز مي‌توان به «رفيق‌ناجنس»، «بوقلمون‌ها»، «كدام يك از دو»، «دلقك‌ها»،«وادنگ»، «خروس بي‌محل» و... اشاره كرد.

آخرين فعاليت سينمايي اين بازيگر كه به دليل كهولت سن كم‌كار بود، به فيلم ويديويي «درسا» محسن دامادي در سال 84 برمي‌گردد.

به گزارش ايسنا، همچنين فيلم مستند «شكرپاره» ضمن نمايش قطعاتي از فيلم‌ها و نمايش‌هاي رضا ارحام‌صدر به مرور خاطرات وي پرداخته است.

ارحام‌صدر زمان ساخت اين مستند در گفتگويي با خبرنگار هنري ايسنا، درباره اين فيلم گفته بود: «ديديم كسي به ما محل نمي‌گذارد و هنرپيشه‌هاي معروفي چون ناصر فرهمند، منوچهر وكيل و رفيعي از اصفهان مرحوم شدند و هيچ نامي از آنها نمانده است و تصميم گرفتيم خودمان كاري براي خودمان بكنيم.»

ارحام‌صدر مي‌گفت: «من 50 سال كار كردم اما كسي حتي سراغي از من نگرفت اما الان كه استقبال مردم را از اين فيلم مي‌بينم لذت مي‌برم. جالب اينجاست كه در اصفهان بعضي از فروشندگان، «شكرپاره» را به همراه دو فيلم ديگر فروختند و به اين وسيله مقداري از فيلم‌هايشان را به مردم قالب كردند.

وي اين فيلم را كاملا مستند خواند و مطرح مي‌كرد: «من با دوربين راه افتادم و به جاهاي مختلف رفتم و هر چه پيش آمد گرفتيم و همه چيز كاملا طبيعي است.»

محمدعلي كشاورز زماني رضا ارحام صدر را بهترين آكتور كمدي در سينما و تئاتر ايران خوانده بود و اظهار داشت:‌اين بازيگر طنز را بلد بود و مسائل اجتماعي را في‌البداهه در اين قالب مطرح مي‌كرد و بسيار هم تاثيرگذار بود كه تاكنون نظيرش به وجود نيامده است.

حتی در یه گزارش خوندم که در جواب سوال اینکه آیه حقیقت که آقای کویین به دیدن نمایش شما اومدن؟آقای ارحام صدر فرمودن:

آقاي آنتوني كوئين براي بازي در فيلم كاروانها به اصفهان آمده بود و به ديدن تئاترهاي من آمدند و همينطور آقاي نورمن ويزدم به اصفهان آمده بود و يك شب هم آمد از نمايش‌ ما ديدن كرد. وقتي نمايش تمام شد روي صحنه آمد و مردم ابراز احساسات كردند.

 آقاي ارحام صدر وقتي كه مردم را مي‌خندانديد چه احساسي داشتيد؟

احساس آئينه بودن و آئينه شدن تا خودشان را به خودشان نشان بدهم.

 

برای دیدن بخشی از مستند زیبای شکر پاره به سایت مقابل مراجعه کنینhttp://www.youtube.com/watch?v=c43gNmlz_0o

+ نوشته شده در دوشنبه 25 آذر1387 9:10 قبل از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


شكسپیر میگه: خیانت تنها این نیست كه شب را با دیگری بگذرانی ... خیانت میتواند دروغ دوست داشتن باشد ! خیانت تنها این نیست كه دستت را در خفا در دست دیگری بگذاری ... خیانت میتواند جاری كردن اشك بر دیدگان معصومی باشد

 

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد. نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید. بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید. زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود. مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد. 20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند. مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم

 

 

خداحافظ همین حالا، همین حالا که من تنهام خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید به یاد آسمونی که منو از چشم تومی دید اگه گفتم خداحافظ نه این که رفتنت سادست نه این که می شه باور کرد دوباره آخر جادست خداحافظ واسه اینکه نبندیم دل به رویا ها بدونیم بی تو با تو همین جسم این دنیا ،خداحافظ خداحافظ همین حالا خدا حافظ

 

6

سلام دوست جون

ما خیلی وقته به کوچمون سر نزده بودیم.تو شهرمون یه چند ریشتری زلزله شده بود حالا ما کجا بودیم نمیدونم.شاید پشت صحنه ویدیو شادمهر تو جنگ.اما از این حرفا گذشته به دلایل خاص نتونسیم زیاد آپ شیم اما قراره رویه عوض شه.راسته دوست جونای که میان اینجا نظر میدن ممنون میشم در کنار اطلاع از به روز رسانی یه نظریم به وب ما بدن شاید تونسیم پیشرفت کنیم. جهت شعرای در خواستی.مشاوره رایگان یا هر کمکی که از دسه دوستتون بر میاد با ما تماس بگیرین.

دوستون داریم  بهمون موضوع بدین .

هستی..؟   هستم...

               هستی..؟   هستم...

                                ممل اینام هستن...

                                        ممل اینارو واسه شما دعوت کردیما پس بیاین

           000200C0.gif000200C0.gif000200C0.gif000200C0.gif000200C0.gif

                                              0002011B.gif 


                      ماچ واسه همه دوس جونا

+ نوشته شده در چهارشنبه 13 آذر1387 2:52 بعد از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


پدر بزرگ،درباره چه مینویسید؟

-درباره تو پسرم،اما مهمتراز آنچه مینویسم،مدادی است که با آن مینویسم.می خواهم وقتی بزرگ شدی ،مثل این مداد بشوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کردو چیز خاصی در آن ندید:

- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام!

پدربزرگ گفت:بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی،در این مداد پنچ صفت هست که اگر به دستشان بیاوری،برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی.

صفت اول :میتوانی کارهای بزرگ کنی ،اما هرگز نباید فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند.اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم:باید گاهی از آنچه می نویسی دست بکشی واز مداد تراش استفاده کنی.این باعث میشود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار،نوکش تیزتر  می شود(و اثری که از خود بجا میگذارد ظریف تر و باریک تر)پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی،چرا که این رنج باعث میشود انسان بهتری بشوی.

صفت سوم:مداد همیشه اجازه میدهد برای پاک کردن یک اشتباه،از پاک کن استفاده کنیم.بدان که تصحیح یک کاره خطا،کار بدی نیست،در واقع برای اینکه خودت را در مسیر  درست نگهداری ، مهم است.

صفت چهارم:چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست،ذغالی اهمیت دارد که داخل چوب است،پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است.

و سرانجام پنجمین صفت مداد:همیشه اثری از خود به جا میگذارد.پس بدان هر کاری در زندگی ات میکنی ، ردی به جا میگذاری و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی،هشیار باشی و بدانی چه میکنی.....

+ نوشته شده در یکشنبه 19 خرداد1387 8:54 بعد از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


" تولد و مرگ اجتناب ناپذیرند ، فاصله این دو را زندگی كنیم ."

 

سلام به همه دوستان این دومین تولدکوچمون هستش از این که تو این مدت به کوچه ما میومدید و ما را یاری کردید و با هامون همراه بودید ممنونیم.کوچه پشتی همیشه سر جای خودش باقی میمونه این ما هستیم که تغییر میکنیم و گاهی اوقات نسبت بهش کم لطفی میکنیم خوبه که همیشه یه سر به کوچه پشتی بزنیم و خیلی مسایل را با خودمون مرور کنیم کوچه پشتی جای دنجیه برا دردودل کردن ها و رازهایی که از بس تو خودمون نگه داشتیم دیگه به حد انفجار رسیدیم . پس کوچه پشتی را هرگز فراموش نکنیم .

********************************************************************

چراغی به دستم، چراغی در برابرم
من به جنگ سیاهی می روم.گهواره های خستگی از کشکش رفت و آمدها باز ایستاده اند، و خورشیدی، اعماق کهکشان های خاکستر شده راروشن می کند.

فریادهای عاصی آذرخش، هنگامی که تگرگ در بطن بی قرار ابر نطفه می بندد.
و درد خاموش وار تک هنگامی که غوره خرد(کوچک) در انتهای شاخسار طولانی پیچ پیچ جوانه می زند.
فریاد من همه گریز از درد بود

چرا که من، در وحشت انگیز ترین شبها، آفتاب را به دعائی
نومیدوار طلب می کرده ام.
******
تو از خورشید ها آمده ای، از سپیده دم ها آمده ای
تو از اینه ها و ابریشم ها آمده ای.
******
در خلائ که نه خدا بود و نه آتش
نگاه و اعتماد ترا به دعائی نومیدوار طلب کرده بودم.
جریانی جدی
در فاصله دو مرگ
در تهی میان دو تنهائی ( نگاه و اعتماد تو، بدینگونه است)
***
شادی تو بی رحم است و بزرگوار،
نفست در دست های خالی من ترانه و سبزی است .

من برمی خیزم!
چراغی در دست
چراغی در دلم
زنگار روحم را صیقل می زنم
اینه ئی برابر اینه ات می گذارم
تا از تو
ابدیتی بسازم.

اینو تقدیمش میکنم به همه دوستان و کسیکه برام خیلی عزیزه دوستون داریم و ممنون از شما که ما را یاری کردید در این ۲سال و باهامون بودید . ممنون

+ نوشته شده در چهارشنبه 11 اردیبهشت1387 10:23 بعد از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


                                 این قافله عمر عجب میگذرد


                                                      دریاب دمی که با طرب میگذرد

 

                                                   ساقی غم فردای حریفان چه خوری؟

 

                                                   پیش آر پیاله را که شب میگذرد
                             

   عکس نوروز 87 ، کارت تبریک نوروز 87 ، کارت پستال عید 1387 ، کارت پستال تبریک عید ، کارت تبریک نوروز 1387

  

یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد

رقصیدن شاخۀ بید تقدیم تو باد

تنها دل ساده ایست دارائی ما

آن هم شب عید تقدیم تو باد

 

        اگر در روحت دگرگونی مثبتی روی داده سال نو مبارک ! والا به تقویم ها نمی توان اعتماد کرد

چنین گفت زرتشت:

«ای خورشید، ای اختر بزرگ! اگر بر آن ها که نور نثار می کنی نمی تابیدی، خوشبختی تو کجا بود؟

بیایید به هم قول بدهیم که

 که دیگر اشک در چشم دیگران نکاریم

رشک به دنیای هم  نورزیم

باغچه هم را لگد مال نکنیم

به خودمان احترام بگذاریم

محبت را بیاموزیم.دروغ را فراموش کنیم

انسانیت مرده را زنده کنیم

و مهمتر از همه شکر گزار باشیم

دوستان داریم وممنون از اینکه با ما بوده اید و هستید

 

   

 

در سال نو این را فراموش نکنیم{فرصت نداشتم عکس upکنم ببخشیدbg4.gifبا اجازه  The image “http://i20.tinypic.com/2zzsu13_th” cannot be displayed, because it contains errors. ...}

             bc9.gif  همتون عزیزیدbf9.gifbf9.gifbf9.gifbf9.gifThe image “http://i24.tinypic.com/288noup_th” cannot be displayed, because it contains errors.

000200C0.gif000200C0.gif000200C0.gif000200C0.gif000200C0.gif

                                              0002011B.gif 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 اسفند1386 7:33 بعد از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


 اولین مطلب تو سال جدید میلادی

با یه شعار جدید

دروغ را به سبک خود گفتن بهتر از حقیقتی

است به تقلید از 

دیگری " داستایوفسکی

امیدوارم خوش باشید همه

سال نو مبارک

 

 NaZo  قلب

 تو یه بار بیشتر زندگی نمی کنی . پس اون جور زندگی کن که دوست داری

چارلی چاپلین میگه : شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حالا که به آن دعوت شدی تا میتوانی زیبا برقص

فقط اسمی به جا مانده از آنچه بودم و هستم دلم چون دفترم خالی قلم خشكیده در دستم گره افتاده در كارم به خود كرده گرفتارم به جز در خود فرو رفتن چه راهی پیش رو دارم رفیقان یك به یك رفتند مرا با خود رها كردند همه خود درد من بودند گمان كردم كه همدردند

اینام هدیه سال نو دوستای گلم

این پایینم واسه کسای که دلشون مثل ما گرفته 

                                                 

(*مرگ * )

(صادق هدایت)

چه لغت بیمناک و شوراگزی است! از شنیدن آن احساسات جانگدازی به انسان دست می‌دهد خنده را از لب می‌زداید شادمانی را از دل می‌برد تیرگی و افسردگی آورده هزار گونه اندیشه های پریشان از جلو چشم می گذراند.

زندگانی از مرگ جدایی ناپذیر است. تا زندگانی نباشد مرگ نخواهد بود و همچنیین تا مرگ نباشد زندگانی وجود خارجی نخواهد داشت. از ستاره آسمان تا کوچک ترین ذره روی زمین دیر یا زود می‌میرند: سنگ‌ها گیاه‌ها جانوران هر کدام پی در پی به دنیا آمده و به سرای نیستی رهسپار می‌شده و در گوشه فراموشی مشتی گرد و غبار می‌گردند. زمین لاابالیانه گردش خود را در سپهر بی‌پایان دنبال می‌کند طبیعت روی بازمانده آنها دوباره زندگانی را از سر می‌گیرد: خورشید پرتو افشانی می‌کند نسیم می‌وزد گلها هوا را خوشبو می‌گردانند پرندگان نغمه سرایی می‌کنند همه جنبندگان به جوش و خروش می‌آیند.

آسمان لبخند می‌زند زمین می‌پروراند مرگ با داس کهنه خود خرمن زندگانی را درو می‌کنند... .

مرگ همه هستی را به یک چشم نگریسته و سرنوشت آنها را یکسان می‌کند: نه توانگر می‌شناسد نه گدا  نه پستی نه بلندی و در مغاک تیره آدمیزاد گیاه و جانور را در پهلوی یکدیگر می‌خواباند تنها در گورستان است که خونخواران و دژخیمان از بیداد‌ گری خود دست می‌کشند  بی‌گناهان شکنجه نمی‌شوند نه ستمگر است نه ستمدیده بزرگ و کوچک در خواب شیرینی غنوده‌اند. چه خواب آرام و گوارای که روی بامداد را نمی‌بینند داد و فریاد و آشوب و غوغای زندگانی را نمی‌شنوند. بهترین پناهی است برای دردها غم‌ها رنج ها و بیدادگری های زندگانی آتش شرربار هوی و هوس خاموش می‌شود همه این جنگ و جدال کشتار‌ها و زندگی ها کشمکش‌ها و خودستانی های آدمیزاد در سینه خاک تاریک و سرما و تنگنای گور فروکش کرده آرام می‌گیرد.

اگر مرگ نبود همه آرزویش را می‌کردند فریاد های ناامدی به آسمان بلند می‌شد به طبیعت نفرین می‌فرستادند. اگر زندگانی سپری نمی‌شد چقدر تلخ و ترسناک بود.

هنگامی که آزمایش سخت و دشوار زندگانی چراغ های فریبنده جوانی را خاموش کرده سرچشمه مهربانی خشک شده سردی تاریکی و زشتی گریبانگیر می‌گردد اوست که چاره می‌بخشد اوست که اندام خمیده سیمای پرچین تن رنجور را در خوابگاه آسایش می‌نهد.

ای مرگ! تو از غم و اندوه زندگانی کاسته آن را از دوش بر‌می‌داری. سیه روز تیره بخت سرگردان را سر و سامان  می‌دهی تو نوشداروی ماتمزدگی و ناامیدی می‌باشی دیده سرشک بار را خشک می‌گردانی تو مانند مادر مهربانی هستی که بچه خود را پس از یک روز توفانی در آغوش کشیده نوازش می‌کند و می‌خواباند تو زندگانی تلخ زندگانی درنده نیستی که آدمیان را به سوی گمراهی کشانیده  در گرداب سهمناک پرتاب می‌کند تو هستی که به دون پروری فرومایگی خودپسندی چشم‌‌تنگی و آز آدمیزاد خندیده پرده به روی کارهای ناشایسته او می‌گسترانی.

کیست که شراب شرنگ آگین تو را نچشد؟ انسان چهره تو را ترسناک کرده از تو گریزان است فرشته تابناک را اهریمن خشمناک پنداشته! چرا از تو بیم و هراس دارد؟ چرا به تو نارو و بهتان می‌زند؟ تو پرتو درخشانی اما تاریکیت می‌پندارند تو سروش فرخنده شادمانی هستی اما در آستانه تو شیون می‌کشند تو فرستاده سوگواری نیستی تو درمان دل‌های پژمرده می‌باشی تو دریچه امید به روی نا امیدان باز می‌کنی تو از کاروان خسته و درمانده زندگانی میهمان نوازی کرده آنها را از رنج راه و خستگی می‌رهانی تو سزاوار ستایش هستی تو زندگانی جاویدان داری...

 

 ازالان بگم با تشکر از نظراتون با شرمندگی بعد امتحانات جواب میدیم

مرسی اومدین

+ نوشته شده در چهارشنبه 12 دی1386 4:49 بعد از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


گابریل گازسیا مارکز نویسنده ۷۳ ساله و چهره تابناک ادبیات امریکای لاتین و جهان به علت بیماری از زندگی اجتماعی کناره گرفته است .او به سرطان غدد لنفاوی مبتلا شده و به نظر میرسد که حالش رو بدتر شدن است . مارکز نویسنده رمان های مانند (( صد سال تنهایی))((گزارش یک قتل ))و ((از عشق و شیاطین دیگر )) و ((پاییز پدر سالار)) و ..... غیره است .

و در سال ۱۹۸۹ برنده جایزه نوبل ادبیات شده است . او یک نامه خداحافظی برای دوستانش نوشته که حقیقتا تکان دهنده است و یه جورایی آدمو به فکر میبره که چرا هیچوقت ما زیبایی های زندگی رو نمیبینیم . چرا هیچوقت به فکر لذت بردن از اونا نیستیم و چرا قدر اونایی که دوسشون داریمو نمیدونیم و چرا همیشه وقتی به آخر خط میرسیم یاد این چیزا میوفتیم . امیدوارم با خواندن این نامه یکمی به خودمون بیایم و قدر دوستامون و خودمون و زنذگیو بیشتر بدونیم .

اگرخداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام وتکه کوچکی زندگی به من ارزانی می داشت احتمالا همه آنچه را که به فکرم می رسید نمی گفتم بلکه به همه چیزهایی که می گفتم فکر می کردم.ارج همه چیز در من نه در ارزش آنها که درمعنایی است که دارند .کمتر می خوابیدم وبیشتر رویا می دیدم .چون می دانستم هردقیقه که چشمانم را برهم می گذاریم شصت ثانیه نور را ازدست می دهیم .هنگامی که دیگران می ایستادند راه می رفتم وهنگامی که دیگران می خوابیدند بیدارمی ماندم .هنگامی که دیگران صحبت می کردند گوش می دادم وازخوردن یک بستنی شکلاتی چه حظی که نمی بردم!اگرخداوند تکه ای زندگی به من ارزانی می داشت قبایی ساده می پوشیدم نخست به خورشید چشم می دوختم ونه تنها جسمم که روحم را عریان می کردم.

خدایا اگر دل در سینه ام همچنان می تپید نفرتم رابریخ می نوشتم وطلوع آفتاب را انتظارمی کشیدم...روی ستارگان با رویایی ونگوکی شعری بندیتی (شاعرمعاصر اروگوئه) را نقاشی می کردم و صدای دلنشین سرات (خواننده اسپانیایی)ترانه عاشقانه ای بود که به ماه هدیه می کردم.با اشک هایم گل های سرخ را آبیاری می کردم تا درد خارهاشان وبوسه گلبرگ هاشان در جانم بخلد.

خدایا اگرتکه ای زندگی می داشتم نمی گذاشتم حتی یک روز بگذرد بی آنکه به مردمی که دوستشان دارم نگویم که دوستشان دارم به همه مردان وزنان می قبولاندم که محبوب منند.ودرکمند عشق زندگی می کردم.

به انسان ها نشان می دادم که چه در اشتباهند که گمان می برند وقتی پیر شدند نمی توانند دیگرعاشق شوند ونمی دانند زمانی پیرخواهندشد که دیگر نتوانند عاشق باشند .

به هرکودکی دوبال می دادم اما رهایش می کردم تا خود پرواز را بیاموزد .به سالخوردگان یاد می دادم که مرگ نه با سالخوردگی که با فراموشی سر می رسد.آه انسانها ازشما چه بسیارچیزها که آموخته ام .من دریافته ام که همگان می خواهند درقله کوه زندگی کنند بی آنکه بدانند خوشبختی واقعی وابسته ی نتیجه ای است که در دست دارند.دریافته ام که وقتی طفل نوزاد برای اولین بار با مشت کوچکش انگشت پدر را می فشارد اورا برای همیشه به دام می اندازد.دریافته ام که یک انسان فقط هنگامی حق دارد به انسانی دیگر از بالا به پایین بنگرد که ناگزیر باشد اورا یاری دهد تا روی پای خود بایستد.

من از شما بسی چیزها آموخته ام اما درحقیقت فایده ی چندانی ندارند.چون هنگامی که آنها را دراین چمدان می گذارم بدبختانه دربستر مرگ خواهم بود.

+ نوشته شده در جمعه 25 آبان1386 7:9 بعد از ظهر توسط فرزانه و مهسا |


خاك عاشقي مي داند ، گريه ميكند ، رنج ميكشد

و صبر ميكند ،سر به آستان مرگ ميگذارد ،بر شانه هايش گريه ميكند

اما نميميرد ، خاك عاشقي صبور است ،بر برگ هاي پاييز بوسه ميزند

تقدير جهان را عوض ميكند ،جوانه ها را بيدار، ودرخت ها را خواب ميكند

اما خود هرگز نمي خوابد ، خاك عاشقي صبور است ،كه سال ها و سال ها

برا آسمان صبر ميكند ، و من ، همانم ، كه از خاك آمده ام

چون خاك عاشقم ، و چون خاك ، روزي ، صبوري را هم خواهم آموخت

جبران خليل جبران

تقدیم به کسی که خیلی دوستش دارم و همه زندگیه منه البته ممکنه ناراحت بشه اما اون تنها کسه منه

+ نوشته شده در جمعه 20 مهر1386 9:35 قبل از ظهر توسط فرزانه و مهسا |